ميرزا حسن حسينى فسايى

413

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

بر تخت سلطنت نشانند و در بيرون دولتخانه ، كار امرا به جنگ رسيد ، بلكه طلبكاران سلطان - حيدر ميرزا ، پيغام فرستادند كه اگر سلطان حيدر ميرزا را روانه نسازند ، به بىاحترامى به حرمسرا ، آمده ، او را خواهيم برد و اطراف دولتخانه را محاصره كرده ، چندين نفر را كشتند و امراى اسمعيلى به صوابديد شاهزاده پرى خان خانم ، شاهزاده سلطان حيدر ميرزا را از ميان زنان بيرون آورده ، او را خبه نمودند « 1 » و بيست سال از عمرش رفته بود و سر آن بيگناه را براى امراى استاجلو فرستادند و فتنه را خوابانيدند و جماعت استاجلو ، پريشان و پراكنده گرديدند و امرائى كه خواهان اسمعيل ميرزا بودند ، ايلچى روانه قلعه قهقهه داشته ، بشارت سلطنت را به شاهزاده اسمعيل ميرزا رسانيدند [ و او ] با فر اسكندرى از قلعه به زير آمده ، متوجه مقصود گرديد « 2 » . روز 27 ماه جمادى الاولى همين سال [ 984 ] : در شهر قزوين بر تخت سلطنت قرار گرفت « 3 » و مولانا محتشم كاشى سى و دو بيت به رشته نظم كشيده كه هر مصراعى تاريخ جلوس اوست : نظم : به كه در اين گفتهء معجزبيان * درج بود نام خداى جهان شكر كه قيوم كريم احد * جان‌ده پوزش‌طلب جان‌ستان پايه‌ده عقده ز گيتىگشاى * پادشه ملك به حارس‌رسان و امراء و اعيان از اطراف ممالك به پايهء سرير اعلى مىرسيدند و ولى سلطان قلخان‌چى - اوغلى ، حاكم شيراز با سپاه خود ، از شيراز آمده ، مورد عنايت گرديد « 4 » . در روز هفتم شعبان همين سال [ 984 ] : شاهزادگان عالميان : سلطان سليمان ميرزا و سلطان مصطفى ميرزا را در سن بيست و سه و نوزده سال به فرمان شاهى كشتند « 5 » . در همين سال [ 984 ] : ايلچيان از خطه لار « 6 » از جانب ابراهيم خان والى لارستان آمده ، نقود و جواهر و اسبان عربى با افسارهاى زرنگار كه از اختراع زرگران لارى بود ، آورده ، از حضور شاهى گذرانيده ، مورد عنايت گرديدند . [ وقايع فارس در روزگار اسماعيل ثانى ] در ماه ذى الحجه همين سال [ 984 ] « 7 » : شاهزادگان بيگناه ، سلطان محمود ميرزا و سلطان - احمد ميرزا و امامقلى ميرزا را به فرمان حضرت شاه اسمعيل عدالت‌پناه ! ! به قتل رسانيدند ، در سن هيجده سال و چهارده سال و دوازده سال بودند « 8 » . قاضى احمد حسينى در كتاب خلاصة التواريخ نوشته است كه شاهزاده سلطان ابراهيم ميرزا پسر شاهزاده بهرام ميرزا پسر حضرت سلطان صاحبقران شاه اسمعيل جنت‌مكان از تمامت شاهزادگان صفوىنژاد به حسب خلق و خلق در رزم و بزم و فضائل علميه و رسوم ادبيه و حسن خط ، رتبه برتر مىداشت ، به‌علاوه داماد پادشاه مغفور شاه طهماسب بود و از بدايت سلطنت شاه اسمعيل ثانى خدمات جميله نمود و از هر حسن خدمتى

--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 152 ، عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، ص 133 ، 192 ، 195 ، و خلاصة التواريخ ، ج 1 ، ص 605 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 8 ، ص 154 ، عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، ص 196 ، احسن التواريخ ، روملو ، ص 476 . ( 3 ) . در روز چهارشنبه 27 جمادى الاول سال 984 ( : 22 اوت 1576 ميلادى ) . ( 4 ) . ر ك : احسن التواريخ ، روملو ، ص 483 . ( 5 ) . ر ك : عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، ص 206 . ( 6 ) . ر ك : احسن التواريخ ، روملو ، ص 484 . ( 7 ) . در روضة الصفا : ( در سال 985 ) . ( 8 ) . ر ك : عالم‌آراى عباسى ، ج 1 ، ص 209 ، روضة الصفا ، ج 8 ، ص 164 ، احسن التواريخ ، روملو ، ص 490 .